لق و لوق
مترادفها
منمن کردن، نامفهوم حرف زدن
لغت نامه دهخدا
لق و لوق. [ ل َق ْ ق ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لغ و لوغ. لغ و پغ: فقط چند تا دندان لق و لوق برای من مانده است. و رجوع به لق شود.
فرهنگ فارسی
لق ( دندان ).
منمن کردن، نامفهوم حرف زدن
لق و لوق. [ ل َق ْ ق ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لغ و لوغ. لغ و پغ: فقط چند تا دندان لق و لوق برای من مانده است. و رجوع به لق شود.
لق ( دندان ).