لغزناک
مترادفها
معماگونه، مبهم، پیچیده، مرموز
متضادها
روشن، آشکار، واضح، بدیهی
لغت نامه دهخدا
لغزناک. [ ل َ ] ( ص مرکب ) لغزنده. نسو. صاف. لغزان: الصفوان؛... سنگ ساده لغزناک. الصلد؛ سنگ درفشان و سنگ لغزناک بی خاک. ( دستوراللغة ).
معماگونه، مبهم، پیچیده، مرموز
روشن، آشکار، واضح، بدیهی
لغزناک. [ ل َ ] ( ص مرکب ) لغزنده. نسو. صاف. لغزان: الصفوان؛... سنگ ساده لغزناک. الصلد؛ سنگ درفشان و سنگ لغزناک بی خاک. ( دستوراللغة ).