لغزناک

مترادف‌ها

معماگونه، مبهم، پیچیده، مرموز

متضادها

روشن، آشکار، واضح، بدیهی

لغت نامه دهخدا

لغزناک. [ ل َ ] ( ص مرکب ) لغزنده. نسو. صاف. لغزان: الصفوان؛... سنگ ساده لغزناک. الصلد؛ سنگ درفشان و سنگ لغزناک بی خاک. ( دستوراللغة ).

جمله سازی با لغزناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مسیر کوهستانی پس از بارش شدید برف بسیار لغزناک شده بود و پیاده‌روی در آن بدون تجهیزات مناسب ایمنی مسافران را به خطر می‌انداخت.

💡 سیاستمدار در سخنرانی خود از عبارات بسیار لغزناک و مبهم استفاده کرد تا از پاسخگویی مستقیم به پرسش‌های چالش‌برانگیز خبرنگاران در جلسه جلوگیری کند.

💡 شرایط اقتصادی فعلی بسیار لغزناک و غیرقابل پیش‌بینی است، به طوری که تصمیم‌گیرندگان باید با دقت بسیار زیادی برنامه‌های خود را تنظیم کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران