سنگ پاشنه
لغت نامه دهخدا
سنگ پاشنه. [ س َ گ ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ پا. نشف. نشفة. ( مهذب الاسماء ). پاشنه سنگ. ( نصاب الصبیان ).
فرهنگ فارسی
سنگ پا نشفه نسفه پاشنه سنگ.
جمله سازی با سنگ پاشنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما در داستان اصلی در آخر داستان خواهران سیندرلا میخواهند خودشان را جای او جا بزنند پس با چاقو پاشنههای پای خود را میبرند ولی شاه متوجه میشود و دستور میدهد پرندگان چشمهای آنان را درآورند.
💡 علاوه بر آن باید انتهای هر تیرچه به یک عدد قلاب ختم گردد که این از روی پل شروع شده و با زاویه ۴۵ درجه به بتن پاشنه تیرچه برسد و حدود ۵۰ سانتیمتر روی بتن پاشنه باید ادامه پیدا کند قطر آهن قلاب حداقل ۱۰ فی میباشد..
💡 پاشنه راه رفتن یک سطح تماس کوچک بین گچ و زمین ایجاد میکند و در طول راه رفتن با بهکارگیری مکانیزمی امکان چرخش و حرکت آزادانه پا را ایجاد میکند و گچ میتواند به راحتی از هر جهت چرخش داشته باشد.
💡 فرمود: بلى، پس جبرئيل اشاره به پاى وليد كرد. وليد كمى كه رفت به مردى ازخزاعه گذشت كه تير مى تراشيد، پا بر روى تراشه و ريزه هاى تير گذاشت و ريزهآن در پاشنه پاى او رفت و پايش خونين شد.
💡 ایتالیای جنوبی بخش پایینی «چکمهٔ» ایتالیا را میسازد که شامل قوزک (کامپانیا)، انگشت (کالابریا)، قوس (باسیلیکاتا) و پاشنه (پولیا) میشود. سیسیل و ساردینیا نیز دو جزیرهٔ بزرگ واقع در جنوب ایتالیا هستند.
💡 سپس آندرس اینیستا، یک ضربهٔ پاشنه زد و لوین کروزوا به اشتباه، گلبهخودی زد و پاریسیها دو بر صفر (چهار بر دو از مجموع دو بازی) عقب افتادند. نیمهٔ اوّل با همین نتیجه تمام شد.