لجن مال کردن

مترادف‌ها

کثیف کردن، آلوده کردن

متضادها

پاک کردن، تطهیر کردن، ستودن، تجلیل کردن

لغت نامه دهخدا

لجن مال کردن. [ ل َ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تهمتها بر کسی نهادن. با تهمت او را بدنام کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بلجن مالیدن. ۲- متهم کردن بد نام ساختن.

کلمات مرتبط