لبنانیه
مترادفها
لبنانی
لغت نامه دهخدا
( لبنانیة ) لبنانیة. [ ل ُ نی ی َ ] ( ع ص نسبی ) ( حاجةٌ... ) ( منسوباً )، حاجت بزرگ و سترگ. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با لبنانیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اخبار شب گذشته، تحلیلگران سیاسی به بررسی ابعاد مختلف بحران لبنانیه و تأثیرات آن بر ثبات روابط بینالمللی در منطقه پرداختند.
💡 بسیاری از آثار هنری و صنایع دستی لبنانیه در بازارهای بینالمللی به دلیل ظرافت و زیبایی خاص خود، مورد توجه قرار گرفتهاند.
💡 او در طول اقامت خود در منطقه، با فرهنگ غنی و سنتهای دیرینه لبنانیه و سایر کشورهای همسایه آشنایی بسیار زیادی پیدا کرد.