لافح
لغت نامه دهخدا
لافح. [ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لفح به معانی به شمشیرزدن و سوختن آتش و گرما و سموم. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - به شمشیر زننده. ۲ - سوزنده.
جمله سازی با لافح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نسیم لافح و گرمی که از سمت صحرا میوزید، باعث شد تمام مسافران برای یافتن سایه به سرعت به سمت درختان انبوه حرکت کنند.
💡 در آن روز تابستانی، لافح سوزان باد باعث شد که کشاورزان مجبور شوند فعالیتهای خود را در فضای باز به شدت کاهش دهند و استراحت کنند.
💡 شاعر با توصیف لافح باد در میان شاخ و برگ درختان، توانست فضای بسیار پرهیجان و در عین حال آرامشبخش داستان خود را خلق کند.