قومیه
مترادفها
ملیگرایی، قومگرایی
لغت نامه دهخدا
قومیه. [ ق َ می ی َ ] ( ع اِ ) قومیة الانسان؛ بالای مردم. ( منتهی الارب ). قامت انسان. ( از اقرب الموارد ). || قومیة الامر؛ آنچه بدان قائم شود. ( منتهی الارب ). قوام امر. ( اقرب الموارد ). || ( ص نسبی ) نسبت است به قوم.
جمله سازی با قومیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تحلیلهای جامعهشناسی، بحث قومیه و چگونگی شکلگیری هویتهای گروهی در جوامع مختلف، یکی از موضوعات بسیار پیچیده و مورد بحث میان پژوهشگران علوم انسانی است.
💡 برخورد با مسائل قومیه و تفاوتهای فرهنگی نیازمند درک متقابل و احترام به سنتهاست تا بتوان از تنشهای احتمالی در بسترهای اجتماعی مختلف جلوگیری کرد.
💡 برخی نظریهپردازان معتقدند که تقویت روحیه قومیه میتواند باعث انسجام داخلی گروهها شود، اما همزمان ممکن است منجر به ایجاد شکاف میان گروههای مختلف جامعه گردد.