قهقزات
مترادفها
موج، تلاطم، خروش، جوش و خروش
متضادها
ثبات، آرامش، سکون
لغت نامه دهخدا
قهقزات. [ ق َ ق َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قهقزة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قهقزة شود.
موج، تلاطم، خروش، جوش و خروش
ثبات، آرامش، سکون
قهقزات. [ ق َ ق َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قهقزة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قهقزة شود.