قهقری
مترادفها
پسرونده، عقبگرد
متضادها
پیشروی، صعود، تعالی
لغت نامه دهخدا
قهقری. [ ق َ ق َ را ] ( ع اِ ) طعام بسیار بترتیب درآوندها نهاده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص ) نوعی از سپسایگی رفتن. ( منتهی الارب ). نوعی از بعقب رفتن. و تثنیه آن قهقران است بحذف یاء. ( اقرب الموارد ): رجعت القهقری؛ بازگشتم این نوع بازگشتنی. ( منتهی الارب ):
خدنگ خصم ز سهم تو قهقری بربست
چنانکه غنچه پیکان دمیدش از گل جان.محمدامین وقاری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) به عقب برگشتن سپسایگی رفتن ۲ - ( اسم ) به عقب برگشتگی.
جمله سازی با قهقری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی از تئوریهای روانشناسی، رفتارهای قهقری در بزرگسالان نشاندهنده تلاش ناخودآگاه برای بازگشت به دوران کودکی و فرار از مسئولیتهای سنگین زندگی است.
💡 با توجه به روند فعلی در مدیریت سازمان، مشاهده یک حرکت قهقری در تصمیمگیریها که برخلاف استانداردهای مدرن است، بسیار نگرانکننده به نظر میرسد.
💡 برخی معتقدند که بازگشت به سنتهای قدیمی به شکل قهقری، میتواند به جای پیشرفت، مانع از ورود ایدههای نوآورانه به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی شود.