لغت نامه دهخدا
بازپس داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بتأخیر انداختن. بعقب انداختن. بتأخیر افکندن. اتباع. ( ترجمان القرآن ): و مال هر ماهی از وقتش و محلش بازپس نداریم. ( تاریخ قم ص 157 ).
بازپس داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بتأخیر انداختن. بعقب انداختن. بتأخیر افکندن. اتباع. ( ترجمان القرآن ): و مال هر ماهی از وقتش و محلش بازپس نداریم. ( تاریخ قم ص 157 ).
بتاخیر انداختن