قنم

واژه «قنم» در منابع لغوی عربی به عنوان یک مصدر به کار رفته است که معانی متعددی برای آن ذکر شده، اما محور اصلی آن به تغییر حالت و دگرگونی در بو یا کیفیت اشیا بازمی‌گردد. در یکی از معانی، «قنم» به معنای بوی گرفتن و دچار تغییر بوی نامطبوع شدن آمده است، حالتی که معمولاً در اثر ماندگی یا تماس با عوامل بیرونی ایجاد می‌شود. در معنای دیگر، این واژه به تباه شدن و از بین رفتن کیفیت طبیعی یک چیز نیز اشاره دارد. همچنین در کاربردی خاص‌تر، برای توصیف حالتی در حیواناتی مانند اسب به کار رفته که بر اثر نشستن گرد و غبار و آلودگی، ظاهر آن‌ها چرکین و ناپاک می‌شود. این معنا نشان‌دهنده تغییری تدریجی در وضعیت ظاهری و بهداشتی حیوان بر اثر عوامل محیطی است. در متون لغوی مانند منتهی‌الارب و اقرب الموارد، این واژه با همین معانی چندگانه ثبت شده است. از نظر ساختاری، «قنم» یک مصدر عربی است که بر وقوع حالت یا تغییر در وضعیت دلالت دارد. این واژه بیشتر در متون کلاسیک و لغت‌نامه‌های قدیم دیده می‌شود و کاربرد روزمره امروزی ندارد. در مجموع، «قنم» به معنای بوی گرفتن، تباه شدن و یا آلوده و چرکین شدن چیزی بر اثر گذر زمان یا شرایط محیطی به کار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

قنم. [ ق َ ن َ ] ( ع مص ) بوی گرفتن است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || تباه گردیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || تری رسیدن اسب و غیره را پس چرکین و گردآلود گردیدن از نشستن غبار بر آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بوی گرفتن یا تباه گردیدن

منیجه یعنی چه؟
منیجه یعنی چه؟
فیکس یعنی چه؟
فیکس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز