قنبعه

لغت نامه دهخدا

( قنبعة ) قنبعة. [ قَم ْ ب َ ع َ ] ( ع مص ) در خانه پنهان شدن. || از خشم برآماسیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || شکوفه یا میوه درخت در غلاف شدن. ( اقرب الموارد ).
قنبعة. [ قُم ْ ب ُ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث قنبع.( منتهی الارب ). || زن کوتاه بالا. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || ( اِ ) لته پاره ای است دوخته مانند کلاه دراز که کودکان پوشند. || سرافکندنی خُرد زنان را یا جامه ای است شبیه آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || غلاف شکوفه درخت. ( اقرب الموارد ). رجوع به قنبع شود.

فرهنگ فارسی

مونث قنبع یا زن کوتاه بالا

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز