قنبض

مترادف‌ها

انقباض، تنگ شدن

متضادها

انبساط

لغت نامه دهخدا

قنبض. [ قُم ْ ب ُ ] ( ع اِ ) مار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( ص ) مرد کوتاه بالا. نون در این کلمه زاید است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با قنبض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اصطلاحات تخصصی پزشکی، پدیده قنبض عضلانی ناگهانی می‌تواند ناشی از کمبود مواد معدنی یا فعالیت بیش از حد عضلات در حین تمرین باشد.

💡 پزشک متخصص پس از بررسی بسیار دقیق، تشخیص داد که حالت قنبض در روده بیمار می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل گوارشی بسیار جدی باشد.

💡 در مباحث پیچیده فلسفی قدیمی، تقابل میان حالات قنبض و بسط به عنوان یکی از ویژگی‌های اصلی حرکت در جهان هستی بررسی می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران