لغت نامه دهخدا
( قلی آباد ) قلی آباد. [ ق ُ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ملک بخش مرکزی شهرستان گرگان، واقع در 3000گزی خاور گرگان. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن معتدل مرطوب مالاریائی است. سکنه آن 700 تن است. آب آن از قنات و محصول آن برنج، غلات، لبنیات، توتون سیگار و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
قلی آباد. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد، واقع در 13هزارگزی شمال مهاباد. در مسیر شوسه مهاباد به ارومیه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنه آن 217 تن است. آب از رودخانه مهاباد و محصول آن غلات، توتون، چغندر، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است.راه شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قلی آباد. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان، واقع در 9 هزارگزی جنوب باختری هرسین و یک هزارگزی رایگان. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 100 تن است. آب آن از رودخانه هرسین و محصول آن غلات، حبوبات، و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلی آباد. [ ق ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پهلویدژ بخش بانه شهرستان سقز، واقع در 16هزارگزی جنوب خاوری بانه و 3هزارگزی باختر عباس آباد، و 6هزارگزی مرز ایران و عراق. سکنه آن 40 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلی آباد. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حاجیلو بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان، واقع در 12هزارگزی شمال خاوری قصبه کبودرآهنگ. سکنه آن 100 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلی آباد. [ ق ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حاجیلو بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان، واقع در 10هزارگزی خاور کبودرآهنگ. سکنه آن 11 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلی آباد. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔشهرستان نائین، واقع در 30 هزارگزی باختر نائین. سکنه آن 7 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).