قلوط

لغت نامه دهخدا

قلوط. [ ق ِل ْ ل َ ] ( ع اِ ) فرزندان جن و اولاد شیطان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قُلاط شود.

جمله سازی با قلوط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با عجله و بی‌احتیاط، تمام آب سرد را به صورت یکجا قلوط کرد که باعث شد گلویش به شدت دچار درد و سوزش بسیار شدیدی شود.

💡 پس از تمرینات بسیار سخت در باشگاه ورزشی، او سعی کرد با قلوط کردن مقدار زیادی آب، کمبود شدید مایعات بدن خود را به سرعت جبران کند.

💡 کودک کوچک با اشتیاق بسیار زیاد تمام شربت شیرین را قلوط کرد و سپس با لبخندی رضایت‌بخش به سراغ بازی‌های خود در گوشه اتاق رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران