قلم برگرفتن
مترادفها
ربودن، برداشتن، گرفتن
فرهنگ معین
(قَ لَ. بَ. گِ رِ تَ ) [ معر - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: باج و خراج نگرفتن.
ویکی واژه
معرب
کنایه از: باج و خراج نگرفتن.
جمله سازی با قلم برگرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قلم برگرفتن و شروع نوشتن یک کتاب بزرگ، اولین قدم بسیار مهم برای هر نویسندهای است که میخواهد افکار خود را ثبت کند.
💡 او با قلم برگرفتن و نوشتن یادداشتهای روزانه، توانست تمام جزئیات سفر خود را به شکلی بسیار دقیق و منظم در دفترچه حفظ نماید.
💡 هدف او از قلم برگرفتن، روایت داستانهای فراموش شدهای بود که در دل تاریخ و میان مردمان قدیمی به شکلی پنهان مانده بودند.