نگرفتن
مترادفها
نپذیرفتن، رد کردن
متضادها
گرفتن
لغت نامه دهخدا
نگرفتن. [ ن َ گ ِ رِ ت َ / ن َ رِ ت َ ] ( مص منفی ) مقابل گرفتن. رجوع به گرفتن شود.
فرهنگ فارسی
مقابل گرفتن.
جمله سازی با نگرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآورد شده تا ۱۲ سال دیگر جمعیت به ۲۶۰ میلیون هم میرسد در حالی که این موضوع با در نظر نگرفتن جا و فضای خالی است. جاوه از نظر اقتصاد بسیار مهم است و از ارکان اصلی اقتصاد اندونزی میباشد.[نیازمند منبع]
💡 بایزید را پرسیدند: نشانه ی عارف چیست؟ گفت: سستی نگرفتن در ذکر حق سبحانه و بیزاری نیافتن در حق وی و انس نگرفتن به غیر او.
💡 از آن سو پارسایی یا روگردانی از خوشیهای جهان که پلوتینوس گفته بود در اینجا آن را به بیکار زیستن و زن نگرفتن و به گوشهای خزیده تنآسانی کردن یا از شهری به شهری رفتن و وِل گردیدن عوض گردانیدند، که همین انگیزه دیگری به تندی پیشرفت صوفیگری گردید.
💡 در سال ۹۴ و در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی علی اعطا از حوزه انتخابیه اهواز نامزد نمایندگی مجلس شد و در لیست اولیه اصلاح طلبان قرار گرفت. اما پس از قرار نگرفتن در لیست نهایی، با انتشار بیانیهای در حمایت از لیست امید اهواز، از کاندیداتوری انصراف داد.
💡 کم کن نگارا از جفا هنگام صلح است و صفا دستی به پیمان در وفا با یار نگرفتن که چه
💡 انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در اعتراض به مجوز نگرفتن کتابهای این انتشارات، از سال ۱۳۹۱ در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران شرکت نمیکند.