قلقان

لغت نامه دهخدا

قلقان. [ ق َ ] ( اِ ) سپر. ( آنندراج، از غیاث اللغات ).

جمله سازی با قلقان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود تلاش‌های بسیار برای آرام کردن خود، همچنان بسیار قلقان بود و نمی‌توانست با تمرکز کامل به انجام وظایف روزانه خود بپردازد.

💡 دانش‌آموزان معمولاً در شب امتحان به دلیل ترس از نتایج ضعیف، بسیار قلقان هستند و ممکن است همین اضطراب باعث کاهش عملکرد علمی آن‌ها شود.

💡 وقتی مدیر شرکت متوجه بروز یک مشکل جدی در سیستم شد، بسیار قلقان گردید و بلافاصله دستور بررسی دقیق تمامی بخش‌های فنی را صادر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران