قطره کشیدن
مترادفها
چکیدن، ریزیدن
لغت نامه دهخدا
قطره کشیدن. [ ق َ رَ / رِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قطره زدن. ( آنندراج ). رجوع به قطره زدن شود.
چکیدن، ریزیدن
قطره کشیدن. [ ق َ رَ / رِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قطره زدن. ( آنندراج ). رجوع به قطره زدن شود.