قروتی شدن
لغت نامه دهخدا
قروتی شدن. [ ق ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بر هم خوردن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). صورت نگرفتن کاری. ( چراغ هدایت ).
- قروتی شدن معامله؛ بر هم خوردن کار. ( آنندراج ) ( بهار عجم ): بهادران چون دیدند معامله قروتی شد برمالیدند. ( آنندراج ) ( بهار عجم، از نعمت عالی که درباره محاصره حیدرآباد گفته است ).
جمله سازی با قروتی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر شیر را برای مدت طولانی در دمای اتاق رها کنید، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که به سرعت قروتی شده و برای مصرف نامناسب باشد.
💡 برخی از روابط انسانی زمانی که با بیاعتمادی و نادیده گرفتنهای مکرر همراه میشوند، به مرور زمان دچار قروتی شدن و تلخی و سردی میگردند.
💡 در فرآیند تولید برخی محصولات لبنی سنتی، کنترل بسیار دقیق دما برای جلوگیری از قروتی شدن زودرس مواد اولیه، امری کاملاً حیاتی و تعیینکننده است.