قحث
مترادفها
آشوب، هیاهو، بلوا، ولوله، تلاطم
لغت نامه دهخدا
قحث. [ ق َ ] ( ع مص ) آغازنمودن از آخر چیزی. ( منتهی الارب ). گویند: قحثت الشی قحثاً؛ آغاز نمودم از آخر آن چیز. ( منتهی الارب ).
آشوب، هیاهو، بلوا، ولوله، تلاطم
قحث. [ ق َ ] ( ع مص ) آغازنمودن از آخر چیزی. ( منتهی الارب ). گویند: قحثت الشی قحثاً؛ آغاز نمودم از آخر آن چیز. ( منتهی الارب ).