لغت نامه دهخدا
قاسمی اردستانی. [س ِ ی ِ اَ دِ ] ( اِخ ) اصلش از اردستان اصفهان و در اصفهان زندگانی را وداع کرده است. این شعر او راست:
خوش آن غضب که همان لحظه بیگناهی من
شود عیان و درآید به عذرخواهی من.( آتشکده آذر چ شهیدی ص 190 ).
قاسمی اردستانی. [س ِ ی ِ اَ دِ ] ( اِخ ) اصلش از اردستان اصفهان و در اصفهان زندگانی را وداع کرده است. این شعر او راست:
خوش آن غضب که همان لحظه بیگناهی من
شود عیان و درآید به عذرخواهی من.( آتشکده آذر چ شهیدی ص 190 ).
اصلش از اردستان اصفهان و در اصفهان زندگانی را وداع کرده است.