قاحم تصویر معنی قاحم لغت نامه دهخدا قاحم. [ ح ِ ] ( ع ص ) سخت سیاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسود. ( ناظم الاطباء ). قاتم. قاتن. کلمات مرتبط حوالک محلنکک حلکوک صتیمه قناصر قاسح گزارش محتوای نامناسب