فژولیده

این کلمه در زبان فارسی به معنای پژمرده است و حالتی را توصیف می‌کند که چیزی شادابی و طراوت خود را از دست داده باشد. این واژه معمولاً برای گیاهان و گل‌ها به کار می‌رود، ولی می‌تواند حالت افسردگی یا کم‌رونق شدن هر چیز دیگری را نیز بیان کند. «فژولیده» با کلماتی مانند «پژولیدن» که به معنای پژمردن است، هم‌ریشه است و نشان‌دهنده ضعف یا از دست رفتن طراوت است. مترادف‌های آن عبارتند از پژمرده، افسرده و پژمان. این واژه می‌تواند حالت جسمی یا ذهنی یک موجود یا شیء را بیان کند، مثلاً گل فژولیده، برگ فژولیده یا حتی شخصی با روحیه پژمرده. استفاده از این کلمه در ادبیات و زبان روزمره بیشتر حالتی شاعرانه و توصیفی دارد. به طور کلی، «فژولیده» نمایانگر از دست دادن طراوت، شادابی و انرژی است و نشان‌دهنده ضعف و کم‌رونقی می‌باشد. این واژه بیانگر حالتی است که طبیعت یا موجودات زنده دیگر توان خود را از دست داده و به سمت پژمردگی و بی‌روحی رفته‌اند.

فرهنگ عمید

= پژمرده