فغو
کلمه «فغو» در لغت فارسی دارای چند معنا است که نخستین معنا، شکوفه حنا است که به مرحلهای از گلدهی این گیاه اشاره دارد و در متون قدیمی برای توصیف زیبایی و ظرافت طبیعت به کار رفته است. دومین معنا، حالت فاش و پراکنده شدن است که در زمینههای ادبی و روزمره به معنای آشکار شدن یا پخش شدن چیزی به کار میرود و نشاندهنده گسترش بدون کنترل یا انتشار بازتابی است. سومین معنا، خشک شدن زرع است، که به حالت نباتات و گیاهان پس از کمآبی یا فصل برداشت اشاره دارد و نشاندهنده توقف رشد یا پژمردگی گیاهان است. بنابراین «فغو» واژهای چندوجهی است که هم در توصیف طبیعت و گیاهان، هم در حالت پراکندگی و افشای امور، و هم در بیان خشک شدن محصولات کشاورزی کاربرد دارد. در متون قدیمی، شاعران و نویسندگان از این واژه برای ایجاد تصویر ذهنی دقیق و طبیعی استفاده کردهاند.
مترادفها
لغو، بیهوده، پوچ
متضادها
مختصر، مفید
لغت نامه دهخدا
فغو. [ ف َغ ْوْ ] ( ع اِ ) شکوفه حنا. || ( مص ) فاش و پراگنده شدن. || خشک گردیدن زرع. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شکوفه حنا. یا فاش و پراکنده شدن
جمله سازی با فغو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بحثهای طولانی و پر تنش میان نمایندگان پارلمان، سرانجام با فغو تصمیمات جدید و تصویب قوانین مربوط به بودجه سال آینده به پایان رسید.
💡 پس از گذشت سالها تلاش مستمر و برنامهریزیهای دقیق، پروژهی ساخت پل بزرگ با فغو عملیات اجرایی و افتتاح رسمی در حضور مسئولان انجام شد.
💡 نویسنده در پایان کتاب خود، با فغو روایتهای تاریخی، سعی کرد تا حقیقتی تلخ اما واقعی را برای تمام خوانندگان داستان خود بازگو نماید.