فزرتی

فرهنگ معین

(فِ زِ )(ص نسب. )(عا. )زپرتی، سست، بی مقاومت، ناقابل.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بیعرضه بی قابلیت ۲ - بی زور ناتوان.