فروگشته
مترادفها
از میان رفته، سقوط کرده، نابود شده
متضادها
والا، بلندمرتبه
فرهنگستان زبان و ادب
{catabolite} [ریاضی] ترکیب حاصل از فروگشت
ویکی واژه
ترکیب حاصل از فروگشت.
از میان رفته، سقوط کرده، نابود شده
والا، بلندمرتبه
{catabolite} [ریاضی] ترکیب حاصل از فروگشت
ترکیب حاصل از فروگشت.