فرمل
مترادفها
ترمز
متضادها
گاز
لغت نامه دهخدا
فرمل. [ ف ُ م ُ ] ( فرانسوی، اِ ) ماده ای شیمیایی است که برای رنگ آمیزی اجزای یاخته های گیاهی و حیوانی به منظور مطالعه آنها در زیر ذره بین به کار میرود. رجوع به گیاه شناسی حبیب اﷲ ثابتی ص 96 ونیز رجوع به جانورشناسی مصطفی فاطمی ج 1 ص 8 شود.
فرهنگ فارسی
ماده ای شیمیایی است که برای رنگ آمیزی اجزای یاخته های گیاهی و حیوانی به منظور مطالعه آنها در زیر ذره بین به کار می رود.
جمله سازی با فرمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راننده با دیدن مانع ناگهانی در مقابل خودرو، بلافاصله پا روی فرمل گذاشت تا از وقوع یک تصادف زنجیرهای خطرناک جلوگیری کند.
💡 سیستم ترمز و فرمل خودرو باید به طور مداوم توسط متخصصان بررسی شود تا در مواقع اضطراری عملکرد ایمن و بینقصی داشته باشد.
💡 وقتی احساس کرد که سرعت ماشین از حد مجاز فراتر رفته است، با احتیاط زیاد از فرمل استفاده کرد تا سرعت را کاهش دهد.