فرطیسه

لغت نامه دهخدا

( فرطیسة ) فرطیسة. [ ف ِ س َ ] ( ع اِ ) بینی خوک. ( منتهی الارب ). فرطوسة. انف خوک. ج، فراطیس. ( اقرب الموارد ). || نوک بینی. ( منتهی الارب ). پوزه. ( یادداشت به خط مؤلف ).
- منیعالفرطیسة؛ منیعالحوزة. ( منتهی الارب ).
|| نره خوک. ( منتهی الارب ).

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز