فراخویش

لغت نامه دهخدا

فراخویش. [ ف َ خویش ْ / خیش ْ ] ( ق مرکب ) بخود. معمولاً با فعلی همراه آید: نه پدر کار پسر میتوانست ساخت نه خویش فرا خویش میرسید. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به «فرا» شود.

فرهنگ عمید

به خود، با خود.

فرهنگ فارسی

بخود. معمولا با فعلی همراه آید

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز