فجائی
مترادفها
ناگهانی، ناگهان
متضادها
تدریجی، آرام، آهسته
لغت نامه دهخدا
فجائی. [ ف ُ ] ( ص نسبی ) ناگهانی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
ناگهانی
ناگهانی، ناگهان
تدریجی، آرام، آهسته
فجائی. [ ف ُ ] ( ص نسبی ) ناگهانی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
ناگهانی