فتدن

مترادف‌ها

نزدیک شد، تقرب یافت

متضادها

دور شدن

لغت نامه دهخدا

فتدن. [ ف ُ / ف ِت َ دَ ] ( مص ) افتادن. فتادن. رجوع به افتادن شود.

فرهنگ عمید

= افتادن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران