فاسد المزاج

مترادف‌ها

بدخلق، بدطبع، دمدمی‌مزاج

متضادها

خوش‌خلق، خوش‌طبع، مهربان، دلپذیر

لغت نامه دهخدا

فاسدالمزاج.[ س ِ دُل ْ م ِ ] ( ع ص مرکب ) بدخوی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بد خوی
بدخوی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران