فاجشه
مترادفها
بدکاری، فحشا، زنا، بیحیایی
متضادها
پاکدامنی، عفت، پارسایی
لغت نامه دهخدا
فاجشه. [ ج ِ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) جندبیدستر، که آن را آش بچه هاگویند. ( برهان ). گندبیدستر. خایه سگ آبی، که درمان برخی از دردهای کودکان است. رجوع به آش بچگان شود.