«غیدقه» از واژههای عربی کهن است که یکی از مهمترین معانی آن «خدوناک گردیدن» است و این حالت به زمانی اشاره دارد که دهان یا اطراف آن به آب دهان آلوده و مرطوب شود و نوعی حالت ناخوشایند یا آغشته شدن به رطوبت در چهره ایجاد گردد. در توضیحات لغوی آمده است که این واژه میتواند به «تفآلودگی» نیز اشاره داشته باشد، یعنی زمانی که محیط دهان یا صورت به آب دهان یا ترشحات مشابه آلوده شود. در برخی منابع، «غیدقه» به معنای «بسیار شدن آب دهان» آمده است و این مفهوم به افزایش غیرعادی ترشح بزاق در دهان انسان دلالت دارد که ممکن است در حالت بیماری یا ضعف نیز دیده شود. علاوه بر این، یکی دیگر از معانی مهم این واژه «بسیار شدن باران» است و در این کاربرد، «غیدقه» به بارش شدید و فراوان باران اشاره دارد که زمین را کاملاً سیراب میکند. این معنا نشان میدهد که واژه علاوه بر کاربردهای مربوط به انسان، در توصیف پدیدههای طبیعی نیز به کار رفته است. ارتباط میان این معانی در اصل بر پایه مفهوم «فراوانی و شدت» شکل گرفته است، چه در مورد آب دهان و چه در مورد باران. در متون لغوی قدیم، این واژه در دسته واژههایی قرار میگیرد که هم برای حالات جسمی انسان و هم برای پدیدههای طبیعی استفاده میشوند. چنین واژههایی در زبان عربی کلاسیک بسیار دیده میشوند و نشاندهنده دقت این زبان در توصیف حالات مختلف هستند. بنابراین «غیدقه» واژهای است که هم به آلودگی و رطوبت ناشی از آب دهان اشاره دارد و هم به شدت و فراوانی بارش باران، و در هر دو معنا مفهوم اصلی آن به نوعی «زیاد شدن و شدت یافتن» بازمیگردد.
غیدقه
لغت نامه دهخدا
( غیدقة ) غیدقة. [ غ َ دَ ق َ ] ( ع مص ) خدوناک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بسیار شدن آب دهان کسی. || بسیار شدن باران. ( از اقرب الموارد ).