غوائل
مترادفها
سختیها، مشکلات، مصیبتها، گرفتاریها
متضادها
آسایش، آرامش، رفاه، سعادت، سلامت
لغت نامه دهخدا
غوائل. [ غ َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غائِلة. ( دهار )( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به غائلة شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع غائله ( غایله ) سختی ها بلاها.