عضده
مترادفها
بازو، پشتیبان، حمایت، تکیهگاه
لغت نامه دهخدا
( عضدة ) عضدة. [ ع َ ض ِ دَ ] ( ع ص ) ید عضدة؛ دست که بازویش کوتاه باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
بازو، پشتیبان، حمایت، تکیهگاه
( عضدة ) عضدة. [ ع َ ض ِ دَ ] ( ع ص ) ید عضدة؛ دست که بازویش کوتاه باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).