کلمه «عسطله» (عسطلة) در زبان فارسی و عربی به معنای سخنی است که ناآراسته، بینظم و غیرمنظم باشد. این واژه به نوعی کلام اشاره دارد که فاقد ترتیب و انسجام است و در آن اصول زیباییشناسی زبانی رعایت نشده باشد. در متون قدیمی، «عسطله» بیشتر به تکلم کردن یا بیان سخنانی گفته میشد که از نظر ساختار یا محتوا هماهنگی و نظم لازم را نداشتند. به بیان دیگر، این واژه به صحبتهایی اشاره دارد که پراکنده، بیهدف یا بدون رعایت قواعد سخنوری هستند. «عسطله» میتواند به صورت استعاری برای توصیف گفتار یا نوشتاری به کار رود که از انسجام و نظم فکری برخوردار نیست. این واژه بیشتر در متون ادبی و لغوی قدیمی دیده میشود و امروزه کمتر در زبان روزمره مورد استفاده قرار میگیرد. در فرهنگ لغات، «عسطله» بهعنوان مفهومی مخالف سخن آراسته و موزون شناخته میشود و یادآور نوعی بینظمی در بیان یا کلام است. بنابراین، این کلمه تداعیکننده گفتاری است که فاقد زیبایی و هماهنگی در محتوا و فرم باشد.
عسطله
لغت نامه دهخدا
( عسطلة ) عسطلة. [ ع َ طَ ل َ] ( ع مص ) تکلم کردن به سخن ناآراسته و بی نظم. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) سخن ناآراسته. ( منتهی الارب ). کلام که آن را نظم نباشد. ( از اقرب الموارد ).