لغت نامه دهخدا
عریک. [ ع َ ] ( ع ص ) مرد درآمده خلقت. ( منتهی الارب ): رجل عریک؛ مرد متداخل گرداندام. ( ناظم الاطباء ): رمل عریک؛ ریگ که قسمتی از آن در قسمتی دیگر متداخل باشد. ( از اقرب الموارد ).
عریک. [ ع َ ] ( ع ص ) مرد درآمده خلقت. ( منتهی الارب ): رجل عریک؛ مرد متداخل گرداندام. ( ناظم الاطباء ): رمل عریک؛ ریگ که قسمتی از آن در قسمتی دیگر متداخل باشد. ( از اقرب الموارد ).