عرادات
متضادها
سعادت، خوشبختی
لغت نامه دهخدا
عرادات. [ ع َرْ را ] ( ع اِ ) ج ِ عرادة. عراده ها. منجنیقها: و عرادات بر جوانب قلعه راست کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 342 ).
سعادت، خوشبختی
عرادات. [ ع َرْ را ] ( ع اِ ) ج ِ عرادة. عراده ها. منجنیقها: و عرادات بر جوانب قلعه راست کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 342 ).