لغت نامه دهخدا
عتران. [ ع َ ت َ ] ( ع مص ) استوار گردیدن نیزه و جز آن. || لرزیدن و جنبیدن نیزه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || سخت شدن. ( اقرب الموارد ).
عتران. [ ع َ ت َ ] ( ع مص ) استوار گردیدن نیزه و جز آن. || لرزیدن و جنبیدن نیزه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || سخت شدن. ( اقرب الموارد ).