عتران

لغت نامه دهخدا

عتران. [ ع َ ت َ ] ( ع مص ) استوار گردیدن نیزه و جز آن. || لرزیدن و جنبیدن نیزه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || سخت شدن. ( اقرب الموارد ).
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
مجال
مجال
میلف
میلف
حسبی الله و نعم الوکیل
حسبی الله و نعم الوکیل
فال امروز
فال امروز