عبدالحسین ندیم چهارمحالی اصفهانی

عبدالحسین ندیم چهارمحالی اصفهانی، که با لقب «ندیم‌الشعرا» نیز شناخته می‌شود، از شاعران و ادیبان ایرانی قرن چهاردهم هجری قمری بود که در منطقه اصفهان و چهارمحال فعالیت ادبی داشت. او در سال ۱۲۹۱ قمری در شهرک از توابع چهارمحال به دنیا آمد و دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب‌خانه زادگاهش سپری کرد و سپس برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت تا دانش ادبی و علمی خود را تکمیل کند. پس از پایان دوره تحصیل، مدتی به زادگاه خود بازگشت و در کنار فعالیت‌های روزمره مانند کشاورزی و گیوه‌دوزی، به سرودن شعر نیز ادامه داد. او از جمله شاعرانی بود که در سرودن انواع شعر، به‌ویژه ماده‌تاریخ، مهارت و توانایی ویژه‌ای داشت و در این زمینه شناخته می‌شد. آثار او شامل مجموعه‌ای از اشعار، یک سفرنامه منظوم درباره مکه و مدینه و همچنین منظومه‌ای با عنوان «خواب‌نامه» است که نشان‌دهنده تنوع در فعالیت‌های ادبی او می‌باشد. اشعار او دارای مضامین عاشقانه و ادبی است و در آن‌ها از تصویرسازی‌های شاعرانه و زبان ادبی بهره گرفته شده است. زندگی او نشان می‌دهد که علاوه بر شاعری، به کار و تلاش روزمره نیز مشغول بوده و زندگی ساده‌ای داشته است. عبدالحسین ندیم چهارمحالی در سال ۱۳۵۴ قمری در زادگاه خود چشم از جهان فروبست و در همان منطقه به خاک سپرده شد. او در تاریخ ادبیات محلی اصفهان و چهارمحال به عنوان یکی از شاعران ادیب و صاحب‌سبک شناخته می‌شود. در مجموع، او شاعری ادیب، متعهد و اهل ذوق بود که آثارش بخشی از میراث ادبی دوره خود را تشکیل می‌دهد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عبدالحسین ندیم چهارمحالی اصفهانی، شاعر ادیب قرن چهاردهم هجری در اصفهان بوده است.
حاج عبدالحسین ندیم شهرکی چهارمحالی ملقب به «ندیم الشعراء» فرزند علی محمّد، شاعر ادیب در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری در اصفهان بوده است. در سال ۱۲۹۱ق در «شهرک» از توابع چهارمحال متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی در مکتب خانه مولد خود به اصفهان رفته و به تکمیل معلومات خود پرداخت. سپس به وطن خود مراجعت نموده و به زراعت و گیوه دوزی مشغول شد.
وفات
وی عاقبت در سال ۱۳۵۴ق در زادگاه خود وفات یافت.
سرودن شعر
او در سرودن انواع شعر و مادّه تاریخ مهارت داشته و غیر از مجموعه اشعار، «سفرنامه منظوم مکه و مدینه» و «منظومه خواب نامه» از آثار اوست. ابیات زیر از اوست: " "ما در میان زلف رخ یار دیده ایم ••• ما آفتاب را به شب تار دیده ایم""دیوانه وار سر به بیابان نهاده ایم ••• تا چین زلف آن بت عبار دیده ایم".
سخن سرایان بام ایران، ج۳، ص۵۹۱-۵۹۳.
...