لغت نامه دهخدا
طیلقان. [ طَ ل َ ] ( معرب، اِ ) نمد. ساکیز. لبد. لبده. پلاس. کلاه نمد. کلاه نمدی. رجوع به طالقانی شود. ( دزی ج 2 ص 81 ).
طیلقان. [ طَ ل َ ] ( معرب، اِ ) نمد. ساکیز. لبد. لبده. پلاس. کلاه نمد. کلاه نمدی. رجوع به طالقانی شود. ( دزی ج 2 ص 81 ).