طواعین
مترادفها
خدمتکاران، پیروان، فرمانبرداران، تابعان
متضادها
نافرمانان، عصیانگران، سرکشها
لغت نامه دهخدا
طواعین. [ طَ ] ( ع اِ ) ج ِ طاعون. ( منتهی الارب ). رجوع به طاعون شود.
خدمتکاران، پیروان، فرمانبرداران، تابعان
نافرمانان، عصیانگران، سرکشها
طواعین. [ طَ ] ( ع اِ ) ج ِ طاعون. ( منتهی الارب ). رجوع به طاعون شود.