طهوی
متضادها
ناپاک، آلوده، نجس
لغت نامه دهخدا
طهوی. [ طُ هََ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به طُهَیَّة که قبیله ای است. ( منتهی الارب ).
طهوی. [ طُ وی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به طهیة از بنوطهیة. رجوع به طُهَیّة دختر عبدشمس شود.
ناپاک، آلوده، نجس
طهوی. [ طُ هََ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به طُهَیَّة که قبیله ای است. ( منتهی الارب ).
طهوی. [ طُ وی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به طهیة از بنوطهیة. رجوع به طُهَیّة دختر عبدشمس شود.