طفو
مترادفها
شناور شدن، معلق شدن، روی آب ماندن
متضادها
غرق شدن
لغت نامه دهخدا
طفو. [ طَف ْوْ ] ( ع مص ) طُفُوّ. بالا برآمدن بر آب. ( منتهی الارب ). بر سر آب آمدن چیزی. ( المصادر زوزنی ). بر سر آب برآمدن چیزی. ( منتخب اللغات ). || برگ بالای درخت ظاهر شدن. ( منتخب اللغات ). ظاهر شدن برگ بر درخت. ( منتهی الارب ). || سخت دویدن آهو و سبک رفتن آن بر روی زمین. ( منتخب اللغات ). سخت دویدن آهو. ( منتهی الارب ). || مردن. ( منتخب اللغات ) ( منتهی الارب ). || داخل شدن در کاری. ( منتخب اللغات ). در کاری درآمدن. || برآمدن و نمود گردیدن. ( منتهی الارب ).
طفو. [ طُ ف ُوو] ( ع مص ) طَفْو. بالا برآمدن بر آب. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با طفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث تخصصی مربوط به مکانیک سیالات، مفهوم طفو نقش بسیار حیاتی در درک دقیق نحوه حرکت اجسام در مایعات و تعیین چگالی آنها ایفا میکند.
💡 دانشمندان با بررسی دقیق میزان طفو در اقیانوسهای بزرگ، سعی در تحلیل تغییرات دمایی و جریانهای آب برای پیشبینی بهتر تغییرات اقلیمی جهانی دارند.
💡 طراحی و ساخت زیردریاییهای پیشرفته مستلزم کنترل بسیار دقیق نیروی طفو است تا بتوانند در اعماق مختلف دریا به راحتی حرکت و جابجا شوند.