لغت نامه دهخدا
طروء. [ طُ ] ( ع مص ) از جائی وشهری برآمدن. ( صراح ). از جائی به جائی شدن یا آمدن.( زوزنی ). از جائی و شهری آمدن کسی را، یا ناگاه برآمدن از جائی بر کسی. یقال: طَرَاءَ علیهم؛ اذا اتاهم من مکان، او خرج علیهم منه فُجاءة. ( منتهی الارب ).
طروء. [ طُ ] ( ع مص ) از جائی وشهری برآمدن. ( صراح ). از جائی به جائی شدن یا آمدن.( زوزنی ). از جائی و شهری آمدن کسی را، یا ناگاه برآمدن از جائی بر کسی. یقال: طَرَاءَ علیهم؛ اذا اتاهم من مکان، او خرج علیهم منه فُجاءة. ( منتهی الارب ).