طرازگر
مترادفها
طراح، نقشپرداز
لغت نامه دهخدا
طرازگر. [ طِ گ َ ] ( ص مرکب ) آرایش دهنده. پیرایش کننده. ( آنندراج ). نگارگر جامه. و رجوع به فرهنگ شعوری ص 167 شود.
فرهنگ معین
( ~. گَ ) [ معر - فا. ] (ص فا. )آرایش - دهنده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آرایش دهنده.
ویکی واژه
معرب
آرایش - دهنده.
جمله سازی با طرازگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن طرازگر مشهور و با تجربه با استفاده از جدیدترین تکنیکهای طراحی لباس، توانست مجموعهای از پوشاک بسیار شیک، متفاوت و با کیفیت بالا را برای فصل آینده عرضه کند.
💡 برای شروع کار در این کارگاه بزرگ، شما باید مهارتهای لازم در زمینه الگو کشی و دانش فنی به عنوان یک طرازگر حرفهای را داشته باشید.
💡 هر طرازگر با تجربه میداند که توجه به جزئیات کوچک در طراحی، تفاوت اصلی بین یک لباس معمولی و یک اثر هنری ماندگار را ایجاد میکند.