طبقدار
مترادفها
بشقابدار، ظرفدار
لغت نامه دهخدا
طبقدار. [ طَ ب َ ] ( نف مرکب ) حمالی که بار مردم را با طبق بخانه صاحبش برد.
فرهنگ معین
( ~. ) [ معر - فا. ] (ص فا. ) حمالی که بار مردم را با طبق حمل کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) حمالی که بار مردم را با طبق حمل کند.
ویکی واژه
معرب
حمالی که بار مردم را با طبق حمل کند.
جمله سازی با طبقدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن طبقدار جوان با دقت بسیار زیاد و سرعت بالا، تمام غذاهای سفارش داده شده توسط مشتریان را به میزها میرساند.
💡 در آن رستوران سنتی و بزرگ، طبقدار با لبخندی مهربان و برخورد بسیار مودبانه، پذیرای تمامی مهمانان و مشتریان خوشسلیقه بود.
💡 وقتی که طبقدار ظرفهای خالی را از روی میزهای پر از غذا جمع میکرد، همه مهمانان با احترام به او نگاه میکردند.