منصب دار

لغت نامه دهخدا

منصب دار. [ م َ ص َ ] ( نف مرکب ) کسی که دارای رتبه و عهده از جانب پادشاه باشد و منسوب به اداره ای از ادارات دولتی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که دارای رتبه و شغلی مهم در دستگاه دولتی است.

جمله سازی با منصب دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نظر قرآن و روايات، در روز قيامت حساب خواص و افراد منصب دار و متنفذ غير از حسابعموم مردم است، براى خواص پرونده جداگانه اىتشكيل مى شود و سخت گيرى هايى كه به آنان مى شود به عوام و عموم مردم نمى شود.

💡 این جست و جوی منصب و اسباب و حرص و جاه این کار و بار دنیی واین دینه دار هیچ

💡 1 - صاحب ديوان (وزير ممالك ): وى، معمولا عهده دار امور مالى دولت نيز بوده است اين طور به نظر مى رسد كه توجه و علاقه، بالاترين صاحب منصب دولت، متوجه اين قسمت بوده است، اما بعضى اوقات، اين دو مسووليت را از يكديگر مجزا كرده اند.

💡 در زمان موسى عهده دار اين منصب او بود و در عصر پيامبر، پيامبر و در زمانهاى بعد على(عليه السلام ).

💡 ندارد دیده پاک آبرویی پیش او، ورنه به شبنم می دهد گل منصب آیینه داری را

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز